قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2631

تاريخ الفي ( فارسى )

يكديگر روى به ايشان آورده به ضرب تيغ بىدريغ تمامى ايشان را غير از سه نفر به صحراى عدم فرستادند . و از جمله وقايع اين سال كشته شدن صاحب كرمان امير تيرانشاه بن تورانشاه « 1 » بن قاورت بك بود . مفصّل اين مجمل آنكه قبل از اين ، امير تيرانشاه دو نفر از اتراك اسماعيليه را به قتل رسانيده بود و ده هزار نفر ديگر را دستها بريده بود . و اين اتراك نه از طايفهء اسماعيليهء باطنيّه‌اند ، بلكه ايشان منسوب‌اند به امير اسماعيل كه از اهل سنّت بود . و اين أتراك نيز از جمله اهل سنّت بودند . سبب قتل امير تيرانشاه را چنين آورده‌اند كه ابو زرعه نام شخصى ، كه مدّتى مديد كاتب خوزستان بود ، امير تيرانشاه را به مذهب اسماعيليه درآورده آنچنان او را در آن مذهب متعصّب گردانيد كه بر قتل دو هزار از اهل سنّت و قطع دست دو هزار ديگر اقدام نمود « 2 » . بعد از قتل و سياست آن جماعت ، فقيه احمد بن الحسين بلخى ، كه از مشاهير فقهاى حنفيه بود و اهالى آن زمان به فتوى او عمل مىنمودند ، در مجلس امير تيرانشاه حاضر شد و مدّتى با وى صحبت مىداشت . و چون فقيه مذكور از مجلس او بيرون آمد امير تيرانشاه شخصى را فرمود كه در عقب او رفته او را هلاك سازد . چون صباح شد مردم بندگان فقيه را كشته يافتند و شحنهء شهر بر اين حال اطلاع يافته از روى اضطراب تمام پيش امير تيرانشاه رفته گفت : اى ملك ، احمد بن الحسين بلخى را كه كشته ؟ امير تيرانشاه از روى اعراض در جواب او گفت : شحنهء شهر تويى و از من قاتل احمد را استفسار مىنمايى ؟ چون شحنه اين جواب را شنيد ، از مجلس برخاست و گفت : من قاتل او را مىشناسم . پس با سيصد سوار از وى مفارقت نموده به اصفهان پيش سلطان محمّد بن سلطان ملكشاه رفت . بعد از رفتن شحنه به جانب اصفهان ، قاضى كرمان با لشكريان اتّفاق نموده ارسلانشاه بن كرمان بن قاورت بك را به سلطنت برداشتند . تيرانشاه چون بر حقيقت حال اطلاع يافتند با جمعى از

--> ( 1 ) . احمد خان وزيرى وى را « ايرانشاه » ضبط كرده و مىنويسد : « . . . به سبب مصاحبان بد ، الحاد مىورزيد و با سپاهى و رعيّت بىداد مىكرد . قضات كرمان به اباحهء خونش فتوى دادند . » ؛ - تاريخ كرمان ، به كوشش استاد باستانى پاريزى ، ج 1 ، ص 363 . ( 2 ) . ظاهرا در جمله آشفتگى ديده مىشود ، آنچه كه يقين است در اين سالها تيرانشاه بن تورانشاه ، و يا ايرانشاه بن تورانشاه بنابه قول مؤلّف تاريخ كرمان ، به دليل قدرت و موقعيّت و كثرت جمعيّت طايفهء اسماعيليهء مذكور ، ابتدا آنان را قلع و قمع كرده ، ولى بعدا شايد به علّت قدرت آنان مجبور به مراوده و مكاتبهء با آنان شده است و به همين علت مورد تكفير و قتل قرار گرفته است ؛ - احمد عليخان وزيرى ، تاريخ كرمان ، ج 1 ، ص 363 ؛ توضيح باستانى پاريزى در پابرگ .